.....................



شعر زندگی فروغ فرخزاد

آه ای زندگی منم که هنوز

با همه پوچی از تو لبریزم

نه به فکرم که رشته پاره کنم

نه بر آنم که از تو بگریزم

 


همه ذرات جسم خاکی من

از تو ، ای شعر گرم ، در سوزند

آسمانهای صاف را مانند

که لبالب زباده ی روزند

 

با هزاران جوانه می خواند

بوته ی نسترن سرود تو را

هر نسیمی که می وزد در باغ

می رساند به او درود تو را

 

من تو را در تو جستجو کردم

نه در آن خوابهای رؤیائی

در دو دست تو سخت کاویدم

پر شدم ، پر شدم ، ز زیبائی

پرشدم از ترانه های سیاه

پرشدم از ترانه های سپید

از هزاران شراره های نیاز

از هزاران جرقه های امید

 

حیف از آن روزها که من با خشم

به تو چون دشمنی نظر کردم

پوچ پنداشتم فریب تو را

ز تو ماندم ، تو را هدر کردم

 

غافل از آنکه تو بجائی و من

همچو آبی روان که در گذرم

گمشده در غبار شوم زوال

ره تاریک مرگ می سپرم

 

آه ، ای زندگی من آینه ام

از تو چشمم پر از نگاه شود

ورنه گر مرگ بنگرد در من

روی آئینه ام سیاه شود

 

عاشقم ، عاشق ستاره ی صبح

عاشق ابرهای سرگردان

عاشق روزهای بارانی

عاشق هرچه نام توست بر آن

 

ادامه مطلب
کلمات کلیدی : شعر زندگی فروغ فرخزاد

نوشته شده توسط نازی در ۱۳۸٩/٢/۳۱ و ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ

نظرات ()


.:: Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by poetry616 ::.
.:: Design By :
wWw.Theme-Designer.Com ::.



درباره :
ایمیل :

پروفایل مدیر : نازی



شعر کوچه فریدون مشیری (۱)

شعر چراغ چشم تو فریدون مشیری (۱)

شعر گریز و درد از فروغ فرخزاد (۱)

شعر آخرین جرعه ی این جام فریدون مشیری (۱)

من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی است (۱)

شعر زندگی فروغ فرخزاد (۱)

شعر هدیه فروغ فرخزاد (۱)

شعر سپیده ی عشق فروغ فرخزاد (۱)
















»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin